هنوز زوده مامانی
سلام نینی گلم ابو الفضل جان هرچی به هفته های آخر نزدیک میشه تحملم کمتر میشه دکتر گفته شاید زودتر از موعد دنیا بیایی مامانی من طاقت ندارم تو رو بذارن تو دستگاه مامانی عجله نکن هر چند این روزا کند میگذره اما تحمل اذیت شدنت رو ندارم آغوشم بیصبرانه منتظرته ولی دست ودلم میلرزه این چند ماهه که مهمون دلم شدی روزای پر اضطراب و التهابی رو گذروندم احسهای معتضادی رو تجربه کردم گاهی خیلی خوشحال گاهی خیلی غمگین خودت میدونی خیلی سخت گذشته ولی همه سختی ها رو وجود تو جبران کرده انشاءالله سر موعد صحیح و سالم بغلت کنم ببخشید دیر شروع کردم برای نوشتن خاطراتت میدونی که خیلی سخت گذشته هنوز وقتی جلوی آینه وایمیستم وبه شکمم نگاه میکنم باورم نمیشه داری اون تو رشد میکنی خیلی دیر کردی ولی بالاخره اومدی توی دلم ،خودت اومدی، هدیه حضرت معصومه مراقب خودت باش 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


هنوز زوده مامانی
